خانه تکانی در شعرِ نشریات: مرید میرقاید
سال هاست که به بعضی از نشریات و مجلات فرهنگی؛ادبی ما شیوه ها و روش های غلط و دلبخواهی راه پیدا کرده است.
یک نمونه بارز و مشخصِ آن؛ در زمینه ی شعر و چاپِ شعر است. امروزه چهره و سیمای شعر نو واصیل فارسی با رواج انواع شعر گونه ها و اشعار بدلی و تقلبی در پاره ای از این نشریات، مسخ و مخدوش شده و نااهلان و راه گم کرده های هنر،بانقیضه سازی و شبیه سازی مصنوعی همواره و همه جا ،شعررا به صورت هنری ساده و آسان جلوه می دهند.
همین نشریات ،بدون کمترین احساس مسئولیت و دور اندیشی،هر رطب و یابسی را به گمان شعر ،چاپ می کنند. غافل از آن که« هر گردی گردو نیست ! و یا هر چیزی که بدرخشد ،طلا نیست ! »باری این سهل انگاری که در مواردی باید گفت :«خرابکاری »در شعر امروز،هم چنان ادامه دارد .
باندبازی و رفیق نوازی ورواج شعر شاعر مآبانه سفارشی،به دور ازتعهد فرهنگی و انتخاب دقیق و درست ،جا رابه اشعار سنجیده و موثر و مردمی تنگ نموده است .
جالب است که این فضا در نقد بعضی از منتقدین شعر امروز هم به عنون تجربه های نو و کشف راه های تازه توجیه می شود .و صد البته ین حقیقت شعر و نقد راستین شعر امروز نیست . به نوعی لاپوشی و توجیه ضعف پاره ای از یاران شاعر است . به قول حافظ:
-حدیث مدعیان و خیالِ همکا ران-همان حکایت زردوز و بوریا بافست !
حال نظر این قلم این است که به عنوان بخش کوچکی از آسیب شناسی شعر ،با کندوکاو جدی و بازنگری دقیق تر به صفحات شعر نشریات ا مرزوهراز گاهی به عیار سنجی و نقد و داوری اشعارچاپ شده بپردازیم . شاید تامل و بازیابی بی غرضانه و جدی تر ،به دریافت و بازیافت شعر واقعی و اصیل در شعر جوان امروز کمک و مساعدت نماید .
به این ترتیب ،چه بسا که مسئولین صفحات شعر نشریات آ گاهی یافته و دریابند حاصل انتخاب شعری آنان،سرانجام مورد نقد و داوری واقع می شود . باشد که از چاپ ا شعار کم مایه و سفارشی و تقلبی ممانعت به عمل آید .
زمانی که در سرمقاله جلد اول نشریه «نافه »بخوانی که خانم «ناهید توسلی»پس ازسال دوندگی و ایستادگی،و با رنج فرا وان بالا رفتن از پله های معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ...آخر موفق به گرفتن امتیاز این نشریه گردیده ،بی اختیار دلت می گیرد . و به یاد می آوری که این رنج و مرا رت ها ،هموا ره در این جا تاوان عشق به ادب و هنر و تعهدبه کار فرهنگی است .ولی آیا آن شاعر جوانی که شعر می سراید ،و آن منتقدی که در «نافه »قلم می زند ،لحظه ای به این رنج ها و مرارت ها اندیشه می کند؟!
و اما بعد ...از نشریه «نافه »تا زمان این نقد و بازنگری یعنی در طول 12ماه ،12شماره در 5جلد (به شیوه چند شماره در یک جلد)انتشار یافته است . جالب است که «نافه »در این 12شماره ،صفحات شعرش را مجدود به فضائی تنگ و معدود نکرده ا . اگر چه در انتخاب و چاپ اشعار رسیده ،قدری دست و دل بازی به خرج داده و تقریباهر شعر رسیده به نشریه را چاپ کرده،همین که در دام بسته بندی ها و دسته بندی های رایج و معمول نیفتاده ،کارش شایسته و مطلوب است .
در این 12شماره «نافه »مجموعا102شعر از 81شاعر به چاپ رسیده است .منهای اشعار بز رگانی چون شاملو ،شفیعی کدکنی و مشیری که بررسی و نقد شعرشان در این مختصر نمی گنجد ،به نظر من از مجموع 81شاعر دیگر فقظ اشعار 12شاعر ،ارزش و قابلیت بازخوانی دارد.
(منوچهر آتشی –جواد مجابی-منصور اوجی –عمران صلاحی –بیژن نجدی –محمد باقر کلاهی اهری-ثریا داودی حموله –فرهاد عابدینی –کیان وش شمس اسحاق –حسین فرخی –حسین مهکام –شیرین حسینی ...)و سایر اشعار چاپ شده به وضوح فرآوده شبیه سازی های رایج است . به همین خاطر ،نه فقط موثر و تازه نیستند ،بلکه بعضی دچا رضعف تالیف هستند.
حال لازم است به طرح و اجمال و من باب مزید تاکید ،از ا شعار این 12شاعر یاد شود :
*«منوچهر آتشی»ازنسل بزرگان شعر معاصر است . ولی او در شعر »تاریخ کولی»خود هیچ نشانی از آن سالهای د ور ،سالهای شکوهمندی شعرش به دست نمی دهد . و این شعر فاقد شاخص های ساختاری شعر این شاعر است :
-مرا کابلی هم می توانی بخو انی/و چنین که خواندی/خواهی دانست /که چه می خو انم و چرا می خوا نم ؟ جلد 1شماره (1و 2)
آری:«آوازه خوان ،نه آواز!» البته خواننده می داند که شاعر چه خو انده و چرا خوا نده است .
ولی شاعر هم ،باید بداند که متن زیبا و پیام ا نسانی –تاریخی شعرش،قربانی ضعف تالیف و شتابزدگی برای چا پ شعر شده است :
-من دیگ های سیاه را سفید کردم/تا تو نان خورش رنگین در آنها بپزی/من رویگرانم را به سلطنت رساندم /تا اورنگ تبارم را از خلیفه بگیرند...همان ،جلد 1شماره (1و2)
*«جواد مجابی»در شعرش،داستان می نویسد و د رداستان ،شعر تکلیف اش با قلم و طبع روان اش ،روشن نیست . با ا» همه تجربه و دانش و اندیشه ،یگانه شاعری است که نه شعر بد سروده ،و نه شعر خوب!
-سگ سفید را به گردش می برد هر روز /پنجره ها و راه ها به آن دو که آرام پیر می شوند /عادت دارند...جلد 4شماره (8و 9و 10)
*«منصور اوجی»با دست پر و ذهن خلاق خود ،ا زجمله شاعرانی بوده است که روزگاری دراوج بود.او،با شعرزیبای خود،همیشه مقلد طبع وسرشت خویش است:
-این است رمزهستی/این است رازگل...اما...اورادچهار فصل سال من این است:/ -تو گم شدی/چون شبنم شبانه ای درباغ سرخ گل/وخنجری قدیمی /درقبل من! / جلد2شماره(3و4)
«اوجی»امروزه دیگرسازش کوک نیست.گاهی حتا می بینیم که شعرخودش راتکرارنمی کند.آیادارد نفس تازه می کند؟
*«عمران صلاحی»صاحب اندیشه ومعرفت درشعروشاعری ست.به جهت پرهیزاز جنحال وشهرت ژورنالیستی،تابه حال به حق شناخته نشده است:
-زیرپل/پرده-پرده آب می ریزدسنگ/درکنار پرده ها پروانه ها چرخان...جلد4شماره(8و9و10)
«صلاحی »می داندکه شعرخوب مانند نطفه بستن مروارید دریک صدف است.لذت ارزش درنگ وسکوت رادررسم الخط شعر-شاعری به درستی می فهمد:
-زنبق ونرگس،بنفشه،مریم وسنبل/درمیان جعبه هاب کوچک چوبی/من که ازدورآمدم،می بینم اینهارا آنکه نزدیک است،اینهارانمی بیند...همان جلد شماره(8و9و10)
*«بیژن نجدی»کاشف صداهای تازه ومعناهای نوین است.او،به زندگی در شعرخود پیوست:
-هیچ کس باورنمی کند که من پسرعموی شپیدارم/باورنمی کند مه از موهایم صدای کمانچه می ریزد/ جلد4شماره (8و9و10)
*«محمدباقر کلاهی اهری»سعی می کند که به لحاظ حس وادراک لحظه های شاعرانه متفاوت بازبان وفضای شعردیگران باشد.ولی به جهت تالیف،گاهی به ورطه تصنع وسرودن»جملات قصار»می گراید:
-گلخانه ای که فرشته ها خالی کنند/غولها اجاره می کنند...جلد1شماره(1و2)
*«ثریا داودی حموله»درشعر»دوزخ»اش،احساس وعظوفت پاک شاعرانه راجایگزین قواعد وصنایع شعرنموده است.درتلفیق وترکیب زبان شعر ونمادهای اسطوره درفرهنگ،موفق است:
-نه به کرشمه های رودابه/رستمی می روید/نه دیگر/ آسیاب به حسرت کودکان می چرخد...جلد5شماره(11و12)
شعر«ثریا داودی حموله»سوگوار ارش های تباه شده وحماسه های از یادرفته است.شعرجوان امروز باید به درخشش شعرش درآینده امیدوارباشد:
-دوزخی نشسته/میان رویا هامان/شهرزاد عرق ریز قصه های نیامده است/درگلوی کدام بهار نشسته ای؟...همان جلد5 شماره(11و12)
*«فرهاد عابدینی» شاعر معنا ها ودریافت های بارز وشفاف است .علی رغم چند دهه تجربه در شعر،هنوز سکوی پرش شعرش را نیافته است.با این حال،شعرش به دل می نشیند:
-چراغ وآینه تا بامداد/روشن بود/ودردرون من خسته دل کسی نمی خواند/وازچکاوک غمگین وتردآوازش /تمام پنجره های امید می شد باز...جلد2شماره(3و4)
*«کیان وش شمس اسحاق»روزگاری شمسه ی شعرش همه جا می تابید.او مثل «عایدینی»تجربه نسبتا دورودرازی دارد.ولی هنوز تکلیف شعرش مشخص نیست.چرادوباره،فانوس شعرخودرابرنمی افروزد؟
-آخرچگونه برزافروزد/فانوس نوبهار/شعله های سرخ بهاران را/جلد1شماره(1و2)
*شعر«حسین فرخی»دچار مشگل بازنویسی وپرداخت نشدگی است.می توانست شعرزیبایی باشد:
-وبه ناگاه چه بارانی/می شویدتاریکی را/درآینه زنی رامی نشاند به شکل نارنج /تادردستانت بیفتد...جلد5شماره(11و12)
*شعر«حسین مهکام»با عنوان «زخم انار»شعری با تصاویر درهم تنیده وتودرتو است:
بر جراحت رویایت/ طنین گامهائی اگر بود/ بر تصویر مه گرفته من جلد 5 شماره(11و 12)
*«شیرین حسینی» در ویژه نامه شاملو جلد 2 شماره(3 و 4) شعر کوتاه و موثری دارد. اندیشه و عاطفه ای سرشته شده با ادراک درد و کشف زیبائی های طبیعت و انسان:
حالا می فهمم/ آب این همه اقیانوس/بیهوده نشده است/ امشب تمام آب های جهان/ از شرجی چشم های تو می گذرد...
حرف آخر این که در شعر امروز فارسی کسب آوازه و شهرت چند روزه و چند ساله راه به دهی ندارد. زمانه همیشه شاعران بزرگ را بزرگ تر و شاعران و سخن پیشگان کوچک را کوچکتر میکند. آیا شبیه سازان و راه گم کرده های شعر امروز به این نکته واقف هستند؟!
مرید میرقاید...ماهنامه ادبی فرهنگی اجتماعی نافه 1384